تا سه نشه بازی نشه

سه شنبه 12 آذر 1387
سیاست ما عین دیانت ماست
و
دیانت ما عین سیاست ماست.*

كم كم به این نقطه می رسیم كه:
اقتصاد ما عین سیاست و دیانت ماست
و
سیاست و دیانت ما هم عین اقتصاد ما**

------------------------------------------
*. جمله معروف آیت الله مدرس. نمی دونم واقعا منظورش چی بود ولی فكر می‌كنم منظورش این بود كه هر دو تاش رو از نوع افتضاحش داریم.
**. از قدیم گفتند "تا سه نشه بازی نشه"

پ.ن. فكر كنم خیلی وقته كه سه شده

[ سه شنبه 12 آذر 1387 - 19:05 ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| ابراهیم ] [عمومی , ] [لینك ثابت]
[ارسال به بالاترین: Balatarin ] [ارسال به دنباله: Donbaleh ]

KIS 2009

پنجشنبه 7 آذر 1387
آنتی ویروس و دیواره آتش (همون فایروال Firewall خودمون) از جمله مواد لازم برای اینترنت گردی و  وبگردی مطمئن و با خیال راحته. این چیزی نیست كه كسی توش شك داشته باشه. قسمت مهم و مورد بحث و اختلاف نظر، نرم افزاره. یعنی چه آنتی ویروس و فایروال و Internet Security استفاده كنیم. خود من بیشتر از سه ساله كه كسپراسكی* Kaspersky استفاده می‌كنم و تا به حال مشكل برام پیش نیومده. از هر لحاظی خوب بوده. هر موقع هم Activation Key اون میره تو لیست سیاه و دیگه به‌روز Update نمیشه به لطف google و دوستان یه كلید جدید و سالم و سفید براش پیدا میشه.
تو این سه سال از KIS 6 بابا سرخ نشید منظورم بوسه نبود منظورم Kaspersky Internet Security 6  بود؛ استفاده می كردم كه دیشب دیدم بله كمپانی مذكور كلید ما رو برده تو لیست سیاه. ما هم رفتیم Kaspersky Internet Security 2009 یا همون KIS8 رو دانلود كردیم و بالاخره یه كلید هم براش پیدا شد كه فعلا تو Black List نیست. تا برج 9 سال 2009 كار میكنه. بقیه‌اش رو هم خدا بزرگه، می‌رسونه
اگر خواستید دانلود كنید اینا لینكاشه:

نرم افزار محترم از سایت كمپانی محترم‌تر

این هم یه تعداد Activation Key  و Serial Number برای فعال كردن كسپراسكی

------------------------------------------------------------------
*. كسپراسكای و كاسپراسكی و كسپراسكای نیز گفته‌اند.
پ.ن. اینكه Internet Security  استفاده كنید یا Antivirus  به خودتون بستگی داره. اگه اینترنت گردی زیادی انجام می‌دید از نسخه اول استفاده كنید و اگه فقط میخواین ویروس رو پیدا و نابود كنه و فایروال و اینا نمیخواین همون آنتی ویروس كفایت میكنه. هر چند من توصیه می‌كنم Internet Security  رو دانلود كنید.


[ پنجشنبه 7 آذر 1387 - 22:39 ]
[ویرایش شده در : پنجشنبه 7 آذر 1387 - 23:28]

[ پیام ()|| ابراهیم ] [عمومی , ] [لینك ثابت]
[ارسال به بالاترین: Balatarin ] [ارسال به دنباله: Donbaleh ]

آره بارون میومد خوب یادمه ...

یکشنبه 3 آذر 1387
آره بارون میومد
آره بارون میومد خوب یادمه
مث آخرای قصه، که آدم می ره به رویا
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه

زیر لب زمزمه کردم
کی می تونه این دل دیوونه رو از من بگیره؟
اون قَدَر باشه که من این دل و دستش بدم و چیزی نپرسه
دیگه حرفی نمونه بعد نگاهش
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه

یه غروب بود روی گونه هات
دو تا قطره که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات
اما فرقی هم نداره
کار از این حرفا گذشته
دیگه قلبم سر جاش نیست
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه

خیلی سال پیش
توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست
اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات
اونجا هم نشد بپرسم
اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات
اونجا هم نشد بپرسم
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه


پ ن :  این ترانه رو مهران مدیری خوند تو كنسرت مشتركی كه با مانی رهنما، رضا یزدانی و علیرضا عصار داشت.
انقدر این ترانه رو پر حس و عاشقانه خوند كه تو اون جمع كه همه داشتن جیغ و داد می زدن و خودكشی می كردن،‌ بنده زار زار اشك می ریختم و نگاه های عشقولانه نثار همسر می كردم
امشب نمی دونم چرا هوس كردم كه دوباره بشنومش، شما هم می تونین اینجا گوش كنین.





[ یکشنبه 3 آذر 1387 - 00:13 ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| رضوانه ] [] [لینك ثابت]
[ارسال به بالاترین: Balatarin ] [ارسال به دنباله: Donbaleh ]

ثانیه و ساعت

یکشنبه 26 آبان 1387
ثانیه ثانیه وقت جمع می كنیم؛
تا
ساعت ساعت وقت تلف كنیم.

-------------------------------------------

پ.ن. این قضیه رو تو رانندگی و ترافیكها بیشتر درك می كنم؛ وقتی به خاطر چند ثانیه جلوتر بودن رانندگیهای محیرالعقولی می‌كنیم و بعد به سر كار كه رسیدیم یا تو زندگی، ساعتها وقتمون رو تلف می‌كنیم.


[ یکشنبه 26 آبان 1387 - 07:47 ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| ابراهیم ] [عمومی , ] [لینك ثابت]
[ارسال به بالاترین: Balatarin ] [ارسال به دنباله: Donbaleh ]

ایستگاههای مترو

یکشنبه 12 آبان 1387
ایستگاههای پایین شهر:
مولوی - خیام - سعدی

ایستگاههای بالاشهر
شهید مفتح - شهبد بهشتی - شهید همت


[ یکشنبه 12 آبان 1387 - 11:11 ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| ابراهیم ] [عمومی , ] [لینك ثابت]
[ارسال به بالاترین: Balatarin ] [ارسال به دنباله: Donbaleh ]

تبار عاشقان

سه شنبه 7 آبان 1387

یه غزل زیبا تقدیم به رضوانه عزیزم البته با اجازه شاعر مرحوم (بنده خدا زحمت كشیده شعر گفته من هم به این راحتی تقدیم كردم)

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم ؟

ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم؟

نیست از هیچ طرف راهِ برون شد ز شبم

زلفِ افشان تو گردیده حصارم چه کنم؟

از ازل، ایل و تبارم همه عاشق بودند

سخت دلبسته‌ی این ایل و تبارم چه کنم؟

من کزین فاصله غارت شده‌ی چشم تو ام

چون به دیدار تو افتد سر و کارم چه کنم؟

یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است

میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟

----------------------------------------------

شعر از سید حسن حسینی. اگر در مورد شاعر میخواهید چیزی بدونید ادامه مطلب رو بخونید


ادامه مطلب
[ سه شنبه 7 آبان 1387 - 23:55 ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| ابراهیم ] [] [لینك ثابت]
[ارسال به بالاترین: Balatarin ] [ارسال به دنباله: Donbaleh ]

عروسی

شنبه 4 آبان 1387

  

برسیده مژده اینک که سرآمد آن جدایی

شده وقت آنکه بوییم شمیم آشنایی

به عنایت خدایی برسید گل به بلبل

بود این وصال دائم به عنایت خدایی

قدمی به چشم ما نِه؛ بشنو تو خیر مقدم

به سلام داریوش و به درود کربلایی

----------------------------------

4 آبان 1385

تولد دوباره

تولد دو انسان

تولد یك زندگی

روزی كه برای من و رضوانه یكی از بهترین روزهامون به حساب میاد.

بعد از اینكه 27 مرداد 85 عقد كردیم 4 آبان ماه همون سال مراسم عروسی هم برگزار شد و ما دو تا زندگی رو با هم شروع كردیم.

ای خدا این وصل را هجران مكن

سرخوشان عشق را نالان مكن

میخوام همینجا به رضوانه بگم كه چقدر اون و زندگی با اون رو دوست دارم .

این هم تقدیم به رضوانه عزیز  



[ شنبه 4 آبان 1387 - 00:00 ]
[ویرایش شده در : شنبه 4 آبان 1387 - 14:41]

[ پیام ()|| ابراهیم ] [عمومی , ] [لینك ثابت]
[ارسال به بالاترین: Balatarin ] [ارسال به دنباله: Donbaleh ]

ثبت شدیم در گینس ولی به چه قیمتی؟!

جمعه 26 مهر 1387
از دیروز صبح كه نعیمه زنگ زد و گفت تو پارك ملت قراره ساندویچ شترمرغ درست كنن به طول 1500 متر و از "گینِس" هم قراره بیان برای ثبت ركورد، كلی هیجان زده بودم كه بالاخره یه اتفاقی داره تو ایران می افته و من هم می تونم برم ببینم.
ولی وقتی رسیدیم اونجا از هرچی زندگیِ ‌پشیمون شدم. آخه خدا! چرا ما ایرانیا تا این حد می تونیم بی فرهنگ باشیم؟؟؟
پس كو اون فرهنگ 2500 ساله كه هی ازش دم می زنیم؟
چرا وقتی می دونیم كه از چند تا كشور اومدن واسه پخش خبر هم نمی تونیم یه كم جلوی خودمون رو بگیریم؟
اصلا اجازه‌ی اینكه ساندویچ به 1500 متر برسه رو ندادن و تقسیمش كردن.
جالب اینجا بود كه دست بعضیا یه كیسه‌ی پر ساندویچ بود و بعضیا هم كه  گرفته بودن از طعم شترمرغ خوششون نیومده بود و گوشه و كنار پارك ساندویچشون رو پرت كرده بودن. اونقدر بوی بدی از قسمت های مختلفی كه ساندویچ رو پخش می كردن می اومد كه آدم حالش بد می شد.
تا وقتی ما اونجا بودیم به زور پلیس، مسئولین ثبت تونسته بودن 700 متر رو اندازه بگیرن.
آخه چرا باید یادمون بره كه ما هرچقدر گشنه، هر چقدر فقیر، ولی یه چیزی به عنوان شأن و كلاس اجتماعی داریم كه نباید به راحتی اون رو زیر پا بذاریم.
تا كی نگاه كشورها رو روی خودمون به عنوان جهان سوم تحمل كنیم، نكنه دیگه برامون مهم نیست كه یه روزی صاحب فرهنگی بودیم كه الان هم اگه لازم بشه پُزش رو می دیم پیش غریبه ها...
من كه واقعا خجالت كشیدم.
بقیه‌ی آدمایی كه اونجا بودن رو نمی دونم...


[ جمعه 26 مهر 1387 - 18:50 ]
[ویرایش شده در : شنبه 27 مهر 1387 - 00:30]

[ پیام ()|| رضوانه ] [] [لینك ثابت]
[ارسال به بالاترین: Balatarin ] [ارسال به دنباله: Donbaleh ]

زلف چلیپا

سه شنبه 16 مهر 1387

من خراب نگه نرگس شهلای توام
بی خود از باده‌ی جام و می مینای توام

تو به تحریک فلک فتنه‌ی دوران منی
من به تصدیق نظر محو تماشای توام

می‌توان یافتن از بی سر و سامانی من
که سراسیمه‌ی گیسوی سمن‌سای توام

اهل معنی همه از حالت من حیرانند
بس که حیرت‌زده‌ی صورت زیبای توام

تلخ و شیرین جهان در نظرم یکسان است
بس که شوریده‌دل از لعل شکرخای توام

مرد میدان بلای دو جهان دانی کیست
من که افتاده‌ی بالای دلارای توام

سر مویی به خود از شوق نپرداخته‌ام
تا گرفتار سر زلف چلیپای توام

بس که سودای تو از هر سر مویم سر زد
مو به مو با خبر از عالم سودای توام

زیر شمشیر تو امروز فروغی می‌گفت
فارغ از کشمکش شورش فردای توام

-------------------------------------------------

شعر از فروغی بسطامی شاعر قرن سیزده هجری



[ سه شنبه 16 مهر 1387 - 15:22 ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| ابراهیم ] [ادبیات , ] [لینك ثابت]
[ارسال به بالاترین: Balatarin ] [ارسال به دنباله: Donbaleh ]

همشاگردی سلام !!!

دوشنبه 1 مهر 1387

فردا اولین روز مدرسه هاست.
چقدر دلم برای مدرسه تنگ شده، هر سال اوایل مهر بدجوری هوس مدرسه می كنم، دلم برای شیطنتایی كه اون وقتا می كردیم تنگ می شه...

فردا روزیه كه با تمام عشق و احساس می خوندیم:

آغاز سال نو، با شادی و سرور
هم‌دوش و هم‌زبان، حرکت به سوی نور
آغاز مدرسه، فصل شکفتن است
در زنگ مدرسه، بیداری من است
 

«در دل دارم امید، بر لب دارم پیام
هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام»

 مهر از افق دمید، فصلی دگر رسید
فصل کلاس و درس، ما را دهد نوید
شد فصل کسب علم، فصل تلاش و کار
دانش به نسل ما، می‌بخشد اعتبار
 

«در دل دارم امید، بر لب دارم پیام
هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام»
 
ای در کنار ما، آموزگار ما
چون شمع روشنی، در روزگار ما
روشن ز نور توست، کاشانه دلم
در کار من تویی، حلال مشکلم
 
«در دل دارم امید، بر لب دارم پیام
هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام»

یادش بخیر ...

پ ن : متاسفانه هرچی گشتم فایل صوتی پیدا نكردم و به ناچار به همین قناعت كردم.



[ دوشنبه 1 مهر 1387 - 08:09 ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| رضوانه ] [عمومی , ] [لینك ثابت]
[ارسال به بالاترین: Balatarin ] [ارسال به دنباله: Donbaleh ]


نوشته های پیشین ...

+ تا سه نشه بازی نشه
+ KIS 2009
+ آره بارون میومد خوب یادمه ...
+ ثانیه و ساعت
+ ایستگاههای مترو
+ تبار عاشقان
+ عروسی
+ ثبت شدیم در گینس ولی به چه قیمتی؟!
+ زلف چلیپا
+ همشاگردی سلام !!!
+ یغیروا ما بأنفسهم
+ می ترسم
+ كوچك
+ بهشت مادران
+ ۲سالگرد عقدمون

صفحات :
1 2 3 4 5 6 7 ...
Who links to me?